سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
99
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)
اسم منسوب : عبارتست از اسمى كه دلالت كند بر انتساب مسمّايش به شيئى مانند : نجفّى و اصفهانى . اسم غير منسوب : آنست كه بر خلاف آن باشد همچون : زيد و ضارب . علامت اسم منسوب و پارهاى از احكام آن علامت اسم منسوب آنست كه در آخرش ياء مشددّده مىآورند مانند دو مثال مذكور اسم منسوب داراى احكامى است كه ما ببرخى از آنها اشاره مىكنيم : الف : حرف ماقبل ياء نسبت لازم است مكسور باشد مانند : « فاء » در « نجفى » و « نون » در « اصفهانى » . ب : اسمى كه آخرش ياء مشدّده دارد را اگر بخواهيم منسوب كنيم لازم است ياء آن را حذف كرده و بجايش ياء مشدّده نسبت قرار داد مشروط باينكه قبل از ياء سه حرف باشد لذا در اسم منسوب به « شافعىّ » مىگوئيم : شافعى و در صورتى كه قبل از « ياء » دو حرف باشد در آن دو وجه جائز است : 1 - آنكه ياء را حذف كرده و بجاى آن ياء نسبت قرار داد . 2 - آنكه ياء كلمه را به « واو » قلب كنيم مانند : علوىّ . و اگر پيش از « ياء مشدّده » يك حرف باشد از دو حال خارج نيست : يا « ياء » اول از حرف ديگرى قلب نشده مانند : حىّ . و يا « يلء » دوم منقلب از حرف ديگر است نظير : طىّ . و در صورت اوّل لازم است يا اول را در وقت نسبت مفتوح نموده بدون اينكه تغييرش بدهيم لذا در اسم منسوب به « حىّ » مىگوئيم : حيوىّ . و در فرض دوم مىبايد آن را به « واو » برگرداند همانطوريكه « ياء » را به واو قلب مىكنيم از اينرو در اسم منسوب به « طىّ » مىگوئيم : طووىّ . ج : كلمهاى كه داراى تاء تأنيث باشد در وقت نسبت بايد علامت تأنيث را از آن